خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
عبدالكريم‌ سروش‌ : شريعتي‌، پروژه‌ بازرگان‌ را به‌ اوج‌ رساند و نه‌ فقط‌ يك‌ دنياي‌ آباد، بلكه‌ يك‌ انقلاب‌ دنيوي‌ را از دل‌ دين‌ بيرون‌ آورد.     ::    بودا : ذهني‌ كه‌ انباشته‌ از انديشه‌هاي‌ آزمندي‌، خشم‌، و شيفتگي‌ است‌ اعتماد را نشايد. چنين‌ ذهني‌ را نبايد به‌ حال‌ خود رها ساخت‌؛ آن‌ را بايد سخت‌ مهار كرد. نه‌ مادر، نه‌ پدر و نه‌ هيچ‌ يك‌ از نزديكان‌ نمي‌توانند به‌ اندازه‌ يك‌ ذهن‌ تربيت‌ شده‌ در حق‌ ما نيكي‌ كنند.     ::    ويتگنشتاين‌ : فلسفه‌ نشانگر امر ناگفتني‌ خواهد بود، بدين‌ طريق‌ كه‌ امر گفتني‌ را به‌ روشني‌ باز مي‌نمايد.     ::    هگل‌ : فلسفه‌ من‌، شبيه‌ دايره‌ است‌:در آن‌، آغاز همان‌ انجام‌ و انجام‌، همان‌ آغاز است‌.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : در جامعه‌ ما كساني‌ كه‌ دم‌ از ضديت‌ با غرب‌ مي‌زنند، خودشان‌ از مرغوب‌ترين‌ افراد در برابر غرب‌اند. دليل‌ آن‌ هم‌ اين‌ است‌ كه‌ غرب‌ را يك‌ هيولاي‌ پرهيبتي‌ مي‌انگارند كه‌ به‌ هيچ‌رو با هيچ‌ نيرو، با آن‌ مواجهه‌ نمي‌توان‌ كرد.     ::    مولانا : دانه‌ باشي‌ مرغكانت‌ برچنند/ غنچه‌ باشي‌ كودكانت‌ بركنند/ دانه‌ پنهان‌ كن‌، سرا پادام‌ شو/ غنچه‌ پنهان‌ كن‌، گياه‌ بام‌ شو     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : نظام‌ جمهوري‌ مغرب‌، همان‌ ساز كهن‌ است‌ كه‌ در پرده‌هاي‌ آن‌ غير از نواي‌ قيصري‌ نيست‌.     ::    هگل‌ : فلسفه‌ من‌، شبيه‌ دايره‌ است‌:در آن‌، آغاز همان‌ انجام‌ و انجام‌، همان‌ آغاز است‌.     ::    بودا : حكومت‌ بر روحيه‌ ناپايدار دشوار است‌؛ چه‌، آن‌ به‌ هر جا بخواهد مي‌رود. تسلط‌ بر روحيه‌، كار شايسته‌اي‌ است‌؛ آن‌ را آرام‌ و نيك‌بختي‌ را تأمين‌ مي‌كند.     ::    هراكليت‌ : چشمها و گوشها براي‌ آدميان‌ به‌ گواهاني‌ هستند، اگر روحهايي‌ با زبان‌ آنها بيگانه‌ دارند.
پايان نامه هاآرشيو مطلب

رابطه عين و ذهن از ديدگاه كانت و هيوم

41671 برجسته، رسول
رابطه عين و ذهن از ديدگاه كانت و هيوم/رسول برجسته؛ به راهنمايي: - عليزماني؛ استاد مشاور: - بداشتي.
پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه قم ، دانشكده علوم انساني، 1380.
111صفحه

كانت ، ايمانوئل Kant, Immanuel / هيوم ، ديويد Hume, David / ذهن Mindعين و ذهن ( فلسفه )
چكيده : در اين پايان نامه ابتدا به فيلسوف برجسته اي همچون هيوم پرداخته مي شود و مباني فلسفي او مورد بحث قرار مي گيرد. وي حصول معرفت را منحصرا در حدود منابع حسي قرار مي دهد و در شناخت انسان ، بيشترين نقش را براي عين قائل مي شود. از نظر هيوم ذهن فقط كار دسته بندي داده هاي حسي را انجام مي دهد . سپس به كانت پرداخته مي شود كه بسياري فلسفه اش را ايجاد تعادلي بين دو مكتب تجربه گرايي و عقل گرايي مي دانند . وي با تقسيم بندي بديعي از احكام ، به اثبات وجود قضيه تركيبي پيشين مي پردازد و سپس معتقد مي شود كه ذهن انسان داراي قواي سه گانه حس و فهم و عقل است كه هر يك در شناخت اعيان از صور پيشين محض خويش كمك مي گيرند. در پايان نامه به قوه فهم بطور مفصل تري پرداخته شده است . در بخش آخر نيز به مقايسه اي هر چند كوتاه بين آرا معرفت شناسي كانت و آرا فلاسفه اسلامي در اين زمينه پرداخته مي شود.
دانشگاه قم ، دانشكده علوم انساني

کد مطلب: 251

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

بسمه تعالي ضمن عرض تبريك و تشكر. خدمت بسيار ارزندهاي به دانشجويان واساتيد و پژوهشگران وعلاقمندان فلسفه كرده ايد پيشنهاد مي شود پايان نامه هاي دكتري و فوق ليسانس تفكيك شود وتكميل گردد. خداوند به شما اجر عنايت نمايد.
يكشنبه 21 مرداد 1386 ساعت 17:19