خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
هراكليت‌ : شما هرگز نمي‌توانيد در يك‌ رودخانه‌، دوبار شنا كنيد. امّا كراتيلوس‌ در برابر او مي‌گفت‌:اما شما قادر نيستيد حتي‌ براي‌ يك‌ بار هم‌ در رودخانه‌ شنا كنيد؛ زيرا هم‌ همان‌ رودخانه‌ و هم‌ شما چنان‌ تغييرپذير هستيد كه‌ لغات‌ «همان‌» و «شما» داراي‌ معناي‌ واقعي‌ نيستند.     ::    دكتر شريعتي‌ : روشنفكران‌ ما هميشه‌ مأيوسند! مي‌گويند هجده‌ سال‌ پيش‌ چند دفعه‌ در خيابان‌ جيغ‌ و داد كرديم‌، ديديم‌ فايده‌اي‌ ندارد، مأيوس‌ شديم‌! ما حق‌ نداريم‌ مأيوس‌ شويم‌.     ::    بودا : خود را به‌ غفلت‌ مسپريد، با كامجويي‌ و خوشباشي‌ آشنا مباشيد. آن‌ كو به‌ هشياري‌ به‌ ديانَه‌ بنشيند به‌ خوشدليِ پُربار رسد.     ::    سهل‌ شوشتري‌ (تستري‌) : بزرگ‌ترين‌ مقامات‌ آن‌ است‌ كه‌ خوي‌ بد خويش‌ به‌ خوي‌ نيك‌ بدل‌ كنند.     ::    غزالي‌ : مرگ‌ تجربه‌اي‌ مألوف‌ نيست‌ و فرصت‌ آزمودن‌ مرگ‌ از انسان‌ دريغ‌ شده‌ است‌.     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : عالم‌ ماده‌ با توجه‌ به‌ ارتباط‌ و پيوستگي‌ ميان‌ اجزايش‌، يك‌ واحد را تشكيل‌ مي‌دهد كه‌ ذاتاً سيال‌ و گذرا بوده‌ و جوهرش‌ پيوسته‌ در حركت‌ و دگرگوني‌ است‌.     ::    مولانا : نردبان‌ خلق‌، اين‌ ما و مني‌ است‌/ عاقبت‌ اين‌ نردبان‌، افتادني‌ است‌/ هر كه‌ بالاتر رود، ابله‌تر است‌/ كاستخوان‌ او بتر خواهد شكست‌     ::    راسل‌ : از نظر من‌ بهترين‌ كاري‌ كه‌ در فلسفه‌ و روان‌شناسي‌ در قرن‌ حاضر انجام‌ شده‌، در آمريكا صورت‌ گرفته‌ است‌... و اين‌ امر به‌ طور كلي‌ نتيجه‌ كار جيمز و ديويي‌ مي‌باشد.     ::    كانت‌ : اي‌ وظيفه‌! اي‌ نام‌ بزرگ‌ و با شكوه‌ كه‌ بي‌ آنكه‌ با چيزهاي‌ خوشايند و فريبنده‌ همراه‌ شوي‌، توقع‌ اطاعت‌ داري‌.     ::    بودا : اي‌ رهروان‌! به‌ كردار پيچك‌ ياس‌ كه‌ گلهاي‌ پژمرده‌اش‌ را فرو مي‌ريزد، شما نيز بايد كه‌ از آز و كينه‌ رهايي‌ يابيد.
خواندنی هاآرشيو مقاله

و سه روایت نافلسفی دیگر!

و سه روایت نافلسفی دیگر!
• روایت اول:
ابوموسا اشعری به عمر نوشت نامه هایی که از تو به ما میرسد، تاریخ ندارد. عمر از همراهان پرسید: تاریخ نهادن چیست؟ یکی برخاست و گفت: چیزی است که عجمان (ایرانیان) کنند و نویسند در ماه فلان از سال فلان. عمرگفت: چیزی نکو است. بعضی گفتند: به تاریخ رومیان بنویسید. گفته شد که آن ها از روزگار ذوالقرنین آغاز کنند و این دراز است. بعضی دیگر گفتند: به تاریخ پارسیان بنویسید. چنین بود که سال را از هجرت نبوی آغاز کردند. (تاریخ طبری جلد سوم)
• روایت دوم:
نامه ای به عمر رضی اله عنه رسید، مورخه ی شعبان. عمر به تردید اندر شد که کدام شعبان مقصود است. پس وجود صحابه را به شور در این کار دعوت کرد و اصحاب چنین رای دادند که باید از ایرانیان که بر هر چیزی عالم و ماهرند، امداد جوییم و راه ضبط اوقات و تقسیم اموال در مواقع معینه و توقیف مکاتبات را از آنان فرا گیریم. آن گاه از هرمزان پارسی ارایه ی طریق طلب کردند و از حفظ اوقات و شماره ی ماه و سال را به ایشان آموخت وعمر از روی گفته های هرمزان، تاریخ هجری را وضع کرد که از آن وقت تاکنون میان ما مسلمانان دایر است.
• روایت سوم:
ابوالفدا، در «تقسیم البلدان» و ابن خلدون در مقدمه ی کتاب خود گفته اند، وقتی سعدبن ابی وقاص بر مداین دست یافت، در آن جا کتاب های بسیار دید. نامه به عمربن خطاب نوشت و در باب این کتاب ها دستور خواست. عمر در پاسخ نوشت: آن همه را به آب افکن که اگر آن چه در آن کتاب ها هست، سبب راهنمایی است، خداوند برای ما قرآن را فرستاده است که از آن ها راهنماتر است و اگر در آن کتاب ها، جز مایه ی گمراهی نیست، خداوند ما را از شر آن ها در امان داشته است. از این سبب، آن ها همه کتاب ها را در آب یا در آتش افکندند . 

کد مطلب: 1143

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

افرين به بي طرفي شما مخلص از شما تشكر ميكنم روايت سوم جعل نيست .به كتاب دوقرن سكوت زرين كوب مراجعه شود . البته براي افراد شكاك عرب جاهلیت زده ادم نمي شود
پنجشنبه 10 شهريور 1390 ساعت 16:23
Wow, your post makes mine look felebe. M_ore power to you!
شنبه 31 ارديبهشت 1390 ساعت 08:30
krazavy@yahoo.com
در مورد روایت سوم سوال دارم.
آبا در صدر اسلام این همه ناآگاهی نیبت به کتاب و کتاب خوانی وجود داشت که خلیفه مسلمین دستور نابودی کتابها را دهد؟
يكشنبه 26 دي 1389 ساعت 14:40
enjavian@gmail.com
حكايت سوم جعل تاريخ است.دقت فرماييد نکند جعل باشد.
چهارشنبه 31 شهريور 1389 ساعت 15:38
enjavian@gmail.com
روايت سوم تحريف است.لطفا به كتاب بامداد اسلام از دكتر زرين كوب و خدمات اسلام و ايران ار مرتضي مطهري رجوع شود .اکر نیافتید با من تماس بگیرید.با سپاس
دوشنبه 29 شهريور 1389 ساعت 20:42

123