خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
عبدالكريم‌ سروش‌ : انقلاب‌ اسلامي‌ در كشورما، انقلاب‌ بسيار پرشوري‌ بود، پرهيجان‌ بود، پر از عشق‌ بود، اما فقر تئوريك‌ داشت‌، و اين‌ فقر تئوريك‌ يعني‌ كمبود همان‌ سهمي‌ كه‌ عقل‌، بايد نسبت‌ به‌ آن‌ اداء كند و همچنان‌، اين‌ فقر، باقي‌ مانده‌ است‌.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : مجموع‌ حواس‌ به‌ نحوي‌ با مغز همبستگي‌ دارند و بدينسان‌ اگر مغز تكان‌ بخورد يا جاي‌ خود را تغيير دهد، حواس‌ ناقص‌ مي‌شوند، زيرا اين‌ كار گذرگاههايي‌ را كه‌ احساسها از آنها مي‌آيند، مي‌گيرد.     ::    دكتر شريعتي‌ : ماترياليسم‌، جنس‌ و ذات‌ انسان‌ را ماده‌ مي‌داند. در همين‌ تعريف‌، او را در چارچوب‌ تكاملي‌ كه‌ در ماده‌ بودن‌ محدود است‌، حبس‌ مي‌كند.     ::    نيچه‌ : همسايه‌ي‌ ما، همسايه‌ي‌ ما نيست‌، همسايه‌ي‌ همسايه‌ي‌ ماست‌. هر ملت‌ چنين‌ مي‌انديشد.     ::    نيچه‌ : اي‌ فرزانه‌ در مقام‌ اخترشناس‌ - تا ستارگان‌ را چيزي‌ «بر فراز خويش‌» مي‌بيني‌، چشم‌ اهل‌ معرفت‌ در تو نيست‌.     ::    هگل‌ : فلسفه‌ من‌، شبيه‌ دايره‌ است‌:در آن‌، آغاز همان‌ انجام‌ و انجام‌، همان‌ آغاز است‌.     ::    دكارت‌ : از آنجا كه‌ من‌ مي‌توانم‌ به‌ نحو واضح‌ و متمايزي‌، وجود ذهن‌ را مستقل‌ از بدن‌، درك‌ كنم‌، بنابراين‌ ذهن‌ بايد براي‌ خود وجودي‌ مستقل‌ داشته‌ باشد.     ::    بودا : بوي‌ خوش‌ رهروان‌، كه‌ تا خدايان‌ مي‌رسد، والاتر از همه‌ است‌؛ اما بويي‌ كه‌ از صندل‌ و ياس‌ برمي‌خيزد بسي‌ دور نمي‌رود.     ::    بودا : نه‌ عريان‌ بودن‌، نه‌ موي‌ بافتن‌، نه‌ خود به‌ گِل‌ اندودن‌، نه‌ روزه‌ گرفتن‌، نه‌ بر خاك‌ خفتن‌، نه‌ خاكساري‌، نه‌ بي‌حركت‌ نشستن‌، پاك‌ نمي‌كند ميرنده‌يي‌ را كه‌ از شك‌ و دودلي‌ آزاد نيست‌.     ::    نيچه‌ : همه‌، همه‌ تصور مي‌كنند كه‌ گذشته‌ چيزي‌ نبوده‌ و آينده‌ همه‌ چيز است‌. و هر كس‌ مي‌خواهد در اين‌ آينده‌، سرآمد باشد. با اين‌ وصف‌، مرگ‌ و سكوت‌ مرگ‌، تنها چيز مطمئني‌ است‌ كه‌ در اين‌ آينده‌، شامل‌ همگان‌ مي‌شود.
آرشيو کاريکاتور

در ارزوی لذت علم !

لطفا در پیوند با این کاریکاتور ؛ به این سوال پاسخ دهید ؟
چگونه می توانیم به بصیرت علمی و فلسفی دست پیدا کنیم ؟

کد مطلب: 1600

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

solaleye_khordad@yahoo.com
بصيرت علمي و فلسفي، سواي شگرد ها و شيوه هاي مطالعاتي باب روز است. چرا كه در اين شيوه ها، جاي خالي تفكر عميق به شدت احساس مي شود. و يك فرد صرفاً به جويدن كاغذ مي پردازد! به خصوص كه متأسفانه در آموزش ما، بحث و گفتمان "واقعي" وجود ندارد.
براي دست پيدا كردن به بصيرت علمي و فلسفي، نيازمند مطالعات عميق با اهداف بالا ( نه براي نمره، كلاس و عبور ) هستيم. و نيازمند به اساتيدي كه به تفكر بدون شكل و در هم بر هم ما، با آغوشي گشاده توجه داشته باشند.
جمعه 29 بهمن 1389 ساعت 11:43
به نظر من براي رسيدن به بصيرت فلسفي در مورد يك موضوع بايد نظرات موافق و مخالف را از منابع اصلي خواند (مثلا نظرات چندين فيلسوف بزرگ) و به نظراتي كه از جنبه هاي متعدد بر آن موضوع داده مي شود (مثلا نظرات از ديدگاه دين و عرفان و ... ) نيز مشرف شد و سپس با رويكردي بي طرفانه و بدون تعصب شروع به فكر كردن و داوري كردن كرد.
جمعه 15 بهمن 1389 ساعت 20:45
ar_cutter@yahoo.com
به نظر مي رسد اگر بخواهيم بر مركب عمل و تجربه سوار شويم آنگاه كه غم نان نداشته باشيم و حالي برايمان باقي مانده باشد شيرين تر از فلسفه براي شناختن پيدا نمي شود.
جمعه 8 بهمن 1389 ساعت 01:33
mtdastani@yahoo.com
به نظرم ُبصيرتُ از جمله واژه هاي دچار ابهام است كه هيچ معناي محصل و روشني ندارد. نوعي توهم در اوج دانايي بودن در آن هست كه هرگز واقعيت نمي يابد.
اما در پاسخ به سوال با مسامحه مي توان گفت عشق ورزيدن به دانايي و باز نگه داشتن ورودي هاي ذهن بر دانش و تفكر و گفتگو انسان را در مسير بصيرت قرار مي دهد.
به هر حال بصيرت حكايت از يك وضعيت دارد در حالي عشق به تفكر داشتن نشان از در راه بودن هميشگي دارد. شايد بصيرت فقط در پايان راهي طولاني و آميخته با تامل همراه با فروتني به طور نسبي حاصل شود.
چهارشنبه 8 دي 1389 ساعت 09:43
ghiasimm@yahoo.com
پاسخ این سوال بسیار ساده است: «آنگاهی که به دلایل عقلی مراجعه می کنیم، قبل از همه باید معتقد باشیم که این عقل را خدایی هست». پس در نتیجه نه تنها که در فلسفه و علوم عقلی، در هر علم تا اینکه انسان معتقد به مرجع مطلق اصلی پیدایش نباشد، به بصیرت کامل نمی رسد. انیشتین می گفت: در بالای دروازهء علم نگاشته اند: هر کس به داخل پای می گذارد باید مومن باشد.
سه شنبه 30 آذر 1389 ساعت 15:20

12345