خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
كانت‌ : اي‌ وظيفه‌! اي‌ نام‌ بزرگ‌ و با شكوه‌ كه‌ بي‌ آنكه‌ با چيزهاي‌ خوشايند و فريبنده‌ همراه‌ شوي‌، توقع‌ اطاعت‌ داري‌.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : درباره‌ چيزهاي‌ ناديدني‌، تنها خدايان‌ بينش‌ واقعي‌ دارند، اما انسانها فقط‌ از روي‌ نشانه‌ها مي‌توانند داوري‌ كنند.     ::    گزنوفون‌ : همه‌ چيز از خاك‌ است‌ و همه‌ چيز در خاك‌ پايان‌ مي‌يابد.     ::    بودا : مرد روشن‌ به‌ هشياري‌، غفلت‌ از خود دور كند، از برجِ بلند فرزانگي‌ بالا رود، بي‌اندوه‌ و دور از اندوهِ اندوهگينان‌. از آن‌ فراز در نادانان‌ چنان‌ فرو نگرد كه‌ كوه‌نشيني‌ هامونْنشينان‌ را.     ::    بودا : دوستان‌ به‌ روزگار نياز، شادي‌ آورند؛ خرسندي‌ به‌ اين‌ و آن‌ شادي‌آور است‌. رها كردن‌ همه‌ي‌ رنجها شادماني‌ است‌.     ::    نيچه‌ : اي‌ فرزانه‌ در مقام‌ اخترشناس‌ - تا ستارگان‌ را چيزي‌ «بر فراز خويش‌» مي‌بيني‌، چشم‌ اهل‌ معرفت‌ در تو نيست‌.     ::    دكارت‌ : خدا وجود دارد و تصورات‌ واضح‌ و متمايز را نيز تضمين‌ مي‌كند. من‌ به‌ طور واضح‌ و متمايز، مي‌فهمم‌ كه‌ خدا وجود دارد.     ::    دكتر شريعتي‌ : ماترياليسم‌، جنس‌ و ذات‌ انسان‌ را ماده‌ مي‌داند. در همين‌ تعريف‌، او را در چارچوب‌ تكاملي‌ كه‌ در ماده‌ بودن‌ محدود است‌، حبس‌ مي‌كند.     ::    آناكسيمندر (600 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : نخستين‌ جانداران‌ در رطوبت‌ پديد آمدند، پيچيده‌ در پوسته‌هايي‌ خاردار و همچنان‌ كه‌ عمرشان‌ فزوني‌ گرفت‌ به‌ قسمت‌ خشك‌تر بيرون‌ آمدند و هنگامي‌ كه‌ آن‌ پوسته‌ شكسته‌ شد، در زماني‌ كوتاه‌ تغيير زندگي‌ دارند.     ::    بودا : در ميان‌ غافلان‌، هشيار و در ميان‌ خواب‌آلودگان‌، بيدار، دانا پيش‌ مي‌رود به‌ كردار يكي‌ باره‌ي‌ تيزتك‌ كه‌ يابويي‌ را پسِ پشت‌ مي‌گذارد.
آرشيو کاريکاتور

ديوانگي يا انديشمندي ؟

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور به پرسش زير پاسخ دهيد :

كدام فيلسوف ، براي نخستين بار از نسبت زبان و انديشه سخن گفت ؟

کد مطلب: 1401

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

ارسطو
پنجشنبه 1 مرداد 1388 ساعت 06:51
فكر كنم افلاطون بود اولين بار و در عصر جديد ويتكنشتاين خيلي معروفه......
سه شنبه 30 تير 1388 ساعت 13:12
هراکلیوس !.......
شنبه 27 تير 1388 ساعت 23:13
hsn110@yahoo.com
سلام خدمت دوستان و عزير و مسپولين سايت:
با نگاه اول به ياد كتاب مزرعه حيوانات نوشته جرج ارول افتادم
اما نظر حقير : گاهي سخن گفتن و شنيدن به منظر نگاه شنوده و گوينده ارتباط پيدا مي كند
گاه در جاپي هستي كه منظر سخن خود را كوچك مي پنداري و خود را پين مي بيني و كار و سخن خود را بي ارزش مي پنداري جون فكر مي كني پاپين ايستاده اپي (همچون خوك) گاهي هم خود را انقدر بالا مي بيني كه سخني واقعي نخواهي شنيد و گاه فقط به اندازه نوك خود از سخنان و محيط برداشت خواهيم كرد ::
ببخشيد اگر به نظر صاحب نظران بيهوده نوشته ام
چهارشنبه 24 تير 1388 ساعت 07:31
hrs110@yahoo.com
فكر مي كنم كه نيچه بود...
پنجشنبه 18 تير 1388 ساعت 14:48

123